* ترجمه translate
براي ترجمه متن يا كلمه مي توانيد از سايت هاي زير ديدن نماييد.
*خودروسازی یا خودروسوزی
شرکت تویوتا چندهزار دستگاه از خودروهایش را به دلیل این که پس از ترمزگرفتن طولانی، ترمز گرفتن با آنها سخت می شود، برای رفع این نقص فنی فراخواند. (جراید)
تیتر خبر بالا را که خواندم... از خنده روده بر شدم.
آقا این خارجی ها چقدر سوسول اند! آخر مگر این هم نقص فنی است، خدا بیامرزد پدر شرکت های خودروسازی ما را و ایضا مدیران آن را... که رو دست به سنگ پای قزوین زده اند و باید به آنها دست مریزاد گفت. خودرو باید مردانه باشد تا راننده آن مرد بار بیاید. آخه هنوز هم نمی توانم جلوی خنده ام رو بگیرم. ترمز گرفتن سخت می شود دیگر چه حرفی است... .
کمی از این خودروسازان ما یاد بگیرید... خودرو آتش می گیرد، منهدم می شود... فقط به هشداری کفایت می کنند. اطلاعیه می دهند که مراقب باشید در آتش نسوزید!! تازه اینها که نقص فنی نیست. اینها همه مشکلات زندگی است. چراکه گفته اند بسیار سفر باید تا پخته شود خامی (دقیقا نمی دونم چه ربطی به این قسمت داشت)!! آدمی اگر با این خودروهای ایران خودرو سفر کند از چند لحاظ پخته می شود:
ـ از لحاظ مدیریتی: به نحوی که پس از سال ها سر و کله زدن با مشکلات این خودروها، می فهمد مسوولان ما چقدر تلاش نمی کنند و توانایی های کلامی آنها و قدرت نفوذ کلام (حالا راست و دروغش هم بماند) در اینها بالاست. چرا که این محصولات را با تمام تهدیدات بشری (همان نواقص فنی) به کشورهای مختلف صادر می کنند و آب از آب هم تکان نمی خورد.
ـ دومین زمینه پختگی، در زمینه توانایی برخورد با مشکلات است: اساسا کسی که محصولات این شرکت های بزرگ همچون ایران خودرو و سایپا را می خرد، نمی داند که خود را گرفتار چه مشکلاتی کرده. اول همه داغ اند و هیچی را متوجه نمی شوند، اما بعدش که مدت ها با مشکلات خودرو دست و پنجه نرم کرد پخته می شود. چراکه باید اولا تلاش کند در مواقعی خودرو را هل بدهد که این باعث قوی شدن بدنی است. در برخی مواقع مجبور می شود که اینقدر به تعمیرگاه برود و بیاید و این تعمیرگاه و آن نمایندگی برود و قیمت بشنود که خود در بازار به اندازه یک کارشناس رشد می کند و نکته دیگر هم این است که ریاضت های اقتصادی می کشد و می فهمد این بیچارگان یونان و فرانسه چه می کشند و قدر رفاه و آسایش و وفور نعمات مالی و اقتصادی خودمان را می فهمد (!)... اینها که بد نیست، چرا که همه باعث رشد مردم می شود و پختگی به همراه دارد.
ـ سومین زمینه پخت، پختن در بیابان ها و مسیر های بین شهری است که خدای ناکرده اگر ماشینتان خراب شود، شما مجبورید با امداد خودرو ها تماس بگیرید تا نمایندگی سیار این خودروسازی ها برای کمک به شما بیایند که انتظار آمدن آنها باعث می شود شما زیر آفتاب پخته شوید و البته می توان دیدگاه مثبت دیگری هم داشت که منجر شدن به رشد علف زیر پای شما می شود و از طرفی هم باعث بیابان زدایی می شود.(!)
ـ البته زمینه دیگری هم وجود دارد و آن پخته شدن و گاهی سوختن در آتش همین خودروهاست!! چرا که با آتش گرفتن این خودروها بسیار خام ها پخته می شوند ازجمله شاعر جلیل القدر که گویا پس از داشتن یک خودرو از یکی از این شرکت ها می فرماید: خام بدم.. پخته شدم... سوختم...!! به هر حال قدر این خودروسازی های خود را بدانید و از این خودروسازی های بلاد کفر و خودروهای سوسولی آنها دور باشید!!
وبلاگ مدادرنگی کوچولو
*برای کنترل کیفیت ساخت گوشی و مشخصات آن مراحل زیر را انجام دهید:
ابتدا كد # 6 0 # * را وارد دگمه call را بزنيد .
بعد از نوشتن كد ، شما عددي 15 رقمي (مانند زير )خواهيد ديد
43 4 5 6 6 1 0 6 7 8 9 4 3 5
-اگر شماره هاي هفتم و هشتم 02 يا 20 باشد، گوشي شما مونتاژ امارات متحده عربي بوده و كيفيت آن خيلي بد است.
-اگر شماره هاي هفتم و هشتم 08 يا 80 باشد، گوشي شما در آلمان توليد شده است و كاركرد آن بدك نيست.
-اگر شماره هاي هفتم و هشتم 01 يا 10 باشد، گوشي شما توليد فنلاند است و كاركرد آن خوب است.
-اگر شماره هاي هفتم و هشتم 00 باشد، گوشي شما ساخت كارخانه اصلي و دارنده نشان (مارك) خود گوشي است و داراي بهترين كيفيت است.
-اگر شماره هاي هفتم و هشتم 13 باشد، گوشي شما مونتاژ كشور آذربايجان و كيفيت آن خيلي بد بوده و براي سلامتي نيز بسيارخطرناك است.
البته این کدها ممکن است د که تغییر کرده باشد.
همین طور می توانید با مراجعه به این آدرس https://www.numberingplans.com/
و وارد کردن کد ۱۵ رقمی IMEI گوشی اطلاعات اصلی گوشی خود را بدست آورید.
این روش برای تمام گوشی ها امکان پذیر میباشد.
برای بدست آوردن کد IMEI دکمه های #06#* وارد کنید.
*تماس اضطراری با باتری خالی گوشی های سونی اریکسون ![]()
در حالت معمولی هنگامی که شارژ تلفن همراه شما به اتمام رسیده باشد با فشردن دکمه Power تلفن روشن نمی شود .
اما کافی است به جای فشردن کوتاه مدت دکمه Power ، آن را به مدت 15 ثانیه در حالت فشرده نگه دارید …
خواهید دید که تلفن همراه روشن خواهد شد …
پس از 15 ثانیه دکمه را رها سازید و منتظر باشید تا تلفن همراه آماده استفاده شود .
حال قادرید به اندازه یک یا 2 تماس کوچک و اضطراری با تلفن همراه خود انجام دهید !
به همین راحتی .
همانطور که قبلاً نیز اشاره شد این ترفند تنها مخصوص گوشی های سونی اریکسون می باشد .
به نقل از موبایل ها
عشق و دیوانگی Love & Insanity
در زمان های بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود
فضیلت ها و تباهی ها در همه جا شناور بودند,آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند.روزی همه فضایل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه , ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت : بیایید یک بازی بکنیم مثلا " قایم باشک " همه از این پیشنهاد شاد شدندو دیوانگی فورا فریاد زد من چشم می گذارم .من چشم می گذارم . وازآنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردنداو چشم بگذاردو به دنبال آنها بگردد. دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به شمردن ... یک ... دو ... سه ... همه رفتند تا جایی پنهان شوند.! لطافت خود را به شاخ ماه اویزان کرد. خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد. اصالت در میان ابرها مخفی گشت. هوس به مرکز زمین رفت. دروغ گفت زیر سنگی پنهان می شوم اما به ته دریا رفت. طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد. و دیوانگی مشغول شمردن بود, هفتاد ونه . . . هشتاد. . . هشتادو یک همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمی توانست تصمیم بگیرد.و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است.در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید.نودوپنج . . . نودوشش . . . نودوهفت . . . هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید و در بین یک بوته گل رز پنهان شد.دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام .و اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود , زیرا تنبلی , تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود. دروغ ته دریاچه , هوس در مرکز زمین , یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق.او از یافتن عشق ناامید شده بود. حسادت در گوشهایش زمزمه کرد , تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است. دیوانگی شاخه چنگگ مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد آن را در بوته گل رز فرو کردو دوباره و دوباره تا با صدای ناله ای متوقف شد.عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش صورت خود را پوشانده بود و ازمیان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد .شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند .او کور شده بود.دیوانگی گفت : من چه کردم من چه کردم , چگونه می توانم تو را درمان کنم .عشق پاسخ داد: " تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کاری بکنی , راهنمای من شو." و اینگونه است که از آن روزبه بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
طريقه ساخت دنيا
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
"توضيح دهيد كه چگونه مي توان با استفاده ازيك فشار سنج ارتفاع آسمان خراش را اندازه گرفت؟سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود:
يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافهي طول فشارسنج خواهد بود."
پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد.
نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد.
دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد. قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد.
قاضي به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: "روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم. ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد."
دانشجو بلافاصله افزود: "ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!"
"روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد. رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام."
"ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام."
"آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم."
"ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد."
"ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!"
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ازدواج
مرد: با این حرفت خوشحالم می کنی
زن:می خوای از پیشت برم؟
مرد: فکرشم نکن
زن: منو دوست داری؟
مرد: البته
زن: تا حالا به من خیانت کردی؟
مرد: نه چرا این سوالو می پرسی
زن:منو مسافرت می بری؟
مرد: مرتب
زن: منو کتک می زنی؟
مرد: به هیچ وجه
زن: می تونم بهت اعتماد کنم؟
بعد از ازدواجشان همین متن را از پایین به بلا بخوانید؟؟؟
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------زمستو ( زمستان )
" زمستو "
خدايا واز شو خود شر نشو دا
فلك توره زغالا شر گلو دا
دلم از دست سرما غرق خويه
كه امشو اول " چله كلويه "
خدايا چو چني امشو بلنده
مگي عمرش به عمره كوه بنده
دزي شو وا اگر از مو مپرسي
بخز تا گردنت ور زر كرسي
زغال امشو خدي روي سياهش
به صدتا گل ميرزه يگ نگاهش
.
خدايا كي ازونجه مور جداكي
بدي درد غريبي مبتلا كي
د پونزده سالگي بخت سياهم
جدا انداخ مور از زادگاهم
سفد كردم سر و ريشر د غربت
همش پرزه دلم از ياد تربت
مو او مرغ گرفتار قفستم
كه سيخاي قفسته هم نفستم
شگسته بالم از رگ پلخمو
مچيكه چيكله چيكله از پرم خو
كيم مو؟ باغوون تيره بختم
كه از بخ خشكيه ريشه درختم
كس كه از ديارش دور منه
غم مور از پشني مو مخنه
